شیعه یعنی امتزاج نار و نور

باز هم سلام، بعد از ان بحث طولانی و تفلسف و خرد ورزی، باشد که با  نام عشق و چند بیتی از مرحوم اغاثی پروازمان را به اوج رسانیم . که هر انقدر که استاد خرد و اندیشه باشیم، در مقام عمل پای استدلالیان چوبین بود. پای چوبین سخت بی تمکین بود.

خانقاه و مسجد و دیر و کنشت   

هر که را دیدم به دل بت می سرشت

لیک در بتخانه دیدم بی عدد        هر صنم سرگرم ذکر یا صمد

یا صمد یعنی که ما را بشکنید     پیکر ما را در اتش افکنید

گرسبک گردیم در اتش چو دود    می توان تا مبدئ خود پرگشود

 

مرغ دل یک بام دارد دو هوا           گه مدینه می رود گه نینوا

این اسیر بند قاف و شین و عین   گاه می گوید حسن، گاهی حسین

یا امیر المومنین روحی فداک     اسمان را دفن کردی زیر خاک

اه را در دل نهان کردی چرا         ماه را در گل نهان کردی چرا

...

اه از ان ساعت که اتش در گرفت  جام را از ساقی کوثر گرفت

یاد پهلویش نمازم را شکست    فرصت راز و نیازم را شکست

کدامین شب از انشب تیره تر بود   که زهرا هایل دیوار و در بود

نمایان شد ز خط اتش و دود      که جرم فاطمه حب علی ع بود.

حسن در گوشه ایی سر در گریبان   حسین اماده شام غریبان

مرا سودای زینب در بدر کرد      نصیبم جرعه ایی خون جگر کرد

چها گویم زمشک تیر خورده     ز دست ساقی شمشیر خورده

...

من چو مجنونم که از لیلای خود  نیستم در هستی مولای خود

ذکر حق دل را تسلا می دهد    اه مجنون بوی لیلا می دهد

گرچه اندر کوفه تنها مانده ام       با شهیدانش برادر خوانده ام

روزگاری باز شد باب جهاد          کاروان رفت و مرا تنها نهاد

یاد باد ان شور و حال و سوز و ساز    خاصه در هنگامه راز و نیاز

حلقه های ذکر و میدان نبرد         رقص مرگ اگاهی مردان مرد

...

جنگ، شهیدان تو را دیده ام          روی سپیدان تو را دیده ام

من زشهیدان تو شرمنده ام        گر چه زکف تیغ نیفکنده ام

...

شیعیان مدیون خون کیستید     زنده از رقص جنون کیستید

کیست تا اسلام را یاری کند    حکم حق را در زمین جاری کند

شیعه کی از مرگ پروا می کند  پرچم دین را زسر وا می کند

یا علی امشب تنور اماده کن    امتت را امتحانی ساده کن

شیعیان فرهنگ عاشورا چه شد  پرچم خون رنگ عاشورا چه شد

کیست تا پرچم به دوش خون کشد 

شیعه را از خواب خوش بیرون کشد

گفت مولا: "کل ارض کربلا"(همه زمینها زمین کربلاست.)   

شیعه یعنی غربت و رنج و بلا

شیعه بی درد، زخم بی نمک  

بس کن این یا لیتنی کنت معک(تمام کن این ادعای "ای کاش با تو بودم")

شیعه و عافیت وا مصیبت        دین و اشرافیت وا مصیبت

کربلا غوغاست ساز و برگ کو       ظهر عاشوراست شور مرگ کو

ظهر عاشورا فاین تذهبون(به کجا می روید؟)     

لم تقولون ما لا تفعلون(برای چه می گویید انچه را که عمل نمی کنید؟)

 

"شما در مورد دین و اشرافیت چه فکر می کنید ?!"

 

/ 34 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی همراهی

سلام الهام خانم، شاید منظور شما این جمله امام علی ع باشد : هیچ کاخی بنا نمی شود مگر انکه هزاران کوخ در کنار ان ویران می شوند. و من فکر می کنم که متاسفانه شرایط امروز ایران شرایطیست که بیشتر به شرایط عاشورایی نزدیک می شود. یعنی حق با نام باطل و باطل با نام حق پوشانده شده است.... اما نمی دانم اگر روز واقعه ایی در کار باشد، چقدر مرد عمل خواهیم بود.

کلبه دنج

سلام اشعار دلنشین و تاثیرگذار مرحوم آغاسی همیشه آدم را متحول می کند. مخصوصا اگر با صدای خودش باشد. وقتی این شعرهایی را که شما نوشته اید می خواندم، تداعی حالات و صدای خود او شد، با آن موسیقی متنش حتی. ------ راستی در مورد سوال آخر پستتان، دین و اشرافیت؟ این دو از یک سنخ نیستند که بتوان راجع به شان بحث کرد. قیاسشان (حتی در تضاد) زیاد برایم روشن نیست. موفق باشید . متشکر از لینکی که از کلبه دنج گذاشته اید. [لبخند]

رضوان

یاد مرحوم آغاصی افتادم و اون شعر خوانی پر شور و حرارتش. آخ... که چه حیف بود! کربلا غوغاست ساز و ... ظهر عاشوراست شور مرگ ... کو؟

بهناز

سلام آقای همراهی مطلب خیلی جالبی رو فرمودید.در رم یک پوستر دیدم از پرتره تمام پاپها که تا حدود قرن پنجم میلادی چیزی به نام صلیب وجود نداشت و بعداَ متوجه شدم صلیب به دلایل سیاسی و ... وارد مسیحیت شده. حق با شماست دین و اشرافیت میتواند مفاهیم زیادی پیدا کند.ولی آنچه که هست همیشه در تمام اعصار و مکانها انسانهایی بوده اند که درک واقعی از انسانیت داشته اند چه فقیر و چه غنی حتی در همان دنیاهای شرک و کفر مثل آسیه زن فرعون مثل حاتم طایی و این گوهر وجود حتی در محیط های کفر آمیز نه تنها از بین نرفته بلکه صیقل یافته و قیمتی تر شده. ________________________________ به خدا هنوز صدای حسین میاید " هل من ناصر ینصرنی "

داریوش

سلام . متاسفانه به دلیل مشغله زیاد نتوانستم یک مدتی آپ کنم ولی الان با یک پست جدید به روزم . خوشحال می شوم سر بزنید . راستی سایت http://ario-barzan.ir هم به روز شد . یا حق .

ثریا

با درود . من بعد از مدتها به روز شدم . منتظر حضور سبزتان هستم .

سید سبط حیدر زیدی

تشکر از اینکه بما سر زدید تفصیل و بهتر از این به وبلاگ http://www.zaidi.persianblog.ir مراجعه نمایید

هرمز ممیزی

با عرض سلامی دوباره فرصت را مغتنم شمرده تا بپرسم این حضرت خضر کیست که باید وجود وجودش را مغتنم داریم و همراهش طی طریق کنیم ؟[گل]

سیمرغ

شیعه یعنی 7 وادی اضطراب شیعه یعنی تشنگی در شط آب شیعه یعنی دست بیعت با غدیر بارش ابر که آمد بر کویر؟ .... سلام دلمو بردی پیش مرحوم آغاسی.... نمیدونی رو مزار قیصر چی کشیدم... و حالا اینجا.... بیاد مرحوم آغاسی... میای بخونی حرفای من رو با قیصرمون؟

یک قطره

سلام آقای همراهی چقدر دیر به دیر وبلاگتون را به روز می کنید ! منتظر مطالب بعدی شما و به خصوص ادامه زندگی نامه هستم موفق باشید