انتخابات امريکا، انتخابات ايران، انتخابات دیگران....

باز هم سلام به همراهان عزیز،

راستش یکی از دوستان که دانشجوی سابق روابط بین الملل است، تحقیقی داشت در مورد بازتاب انتخابات امریکا در خاور میانه.در اینمورد برای خواندن رسانه های فارسی و عربی به کمک احتیاج داشت، و چون برای من نیز جالب بود که بدانم ایا بازتاب چندانی از این انتخابات در منطقه خاور میانه وجود دارد، با کمال میل پذیرفتم. لازم به ذکر است که رسانه های کشورهایی که انها را غربی( اکسیدان) می نامیم، تقریبا همگی صفحاتی از تحلیل را به این موضوع اختصاص داده اند.

 پس از سه ساعت جستجو در سایتهای  رسانه های منطقه به زبانهای عربی و فارسی و همچنین انگلیسی و فرانسه نهایتا متوجه شدیم که به جز در رسانه های کشور اسراییل (به زبانهای انگلیسی و فرانسه) در واقع در میان حدود ۴۰ سایت که بررسی کردیم، به جز دو مورد یعنی دو وبلاگ متعلق به ایرانیان مقیم امریکا،  هیچ تحلیلی در این زمینه وجود ندارد. و این ما را به این نتیجه رساند که در واقع برای افکار عمومی منطقه چندان تفاوتی نمی کند در انتخابات امریکا چه می گذرد.

البته من این نتیجه را پیش بینی می کردم و در اینمورد قبلا با این دوست صحبت کرده بودم. به نظرم نوعی از بی اعتمادی عمیق نسبت به انتخابات در امریکا و دیگر کشورهای منطقه وجود دارد. چراکه اگر شعارهای انتخاباتی برخی از این کاندیداها تنها شعار نباشد شاید که رویکرد جنگ طلبانه امریکا در منطقه اندکی تغییر کند.

در حقیقت به نظر من در دنیای امروز در واقع و در وحله اول این مافیاهای بین المللی قاچاق اسلحه و مواد مخدر و سپس  غولهای اقتصادی بین المللی یعنی سازمانها و شرکتهای چند ملیتی هستند که تصمیم واقعی را مثلا در مورد شروع یا پایان یک جنگ می گیرند. و در شرایطی که درامد سالانه حتی یکی از انها از بودجه سالانه دولتی کشوری پیشرفته مثل فرانسه فراتر می رود در واقع بسیاری از سیاستمدارانی که با کمک این عده اندک بسیار بسیار پولدار ( یعنی همانهایی که در راس این غولهای اقتصادی هستند) در راس یک دولت قرار می گیرند، به هیچ وجه توانایی و جرات مقابله با این هیولاهای قرن ۲۱ را ندارند. نمی دانم شاید هم تنها با یک جنگ سوم جهانی، انطور که برخی از فلاسفه پیش بینی می کنند، دنیا برای مدتی از شر این هیولاها و سیستمهای نظامی و امنیتیشان رها خواهد شد که صد البته مثل همیشه به قیمت جان میلیونها انسان غیر نظامی در میان مردم عادی، سقوط این فراعنه قرن امکان پذیر خواهد شد.

اما اگر سقوط یک هرم ظلم به قیمت خون هزاران ضعیف و فقیر عالم تمام می شود، و از ابتدای تاریخ تا کنون از فراعنه مصر تا امپراطوریهای به ظاهر اسلامی و  دیکتاتورهای قرن اخیر این قصه تکرار شده است. و هر بار با پیشرفت سلاحها و خونخوارتر شدن مستبدان جهان، قربانیان بیشتری در این راه جان باخته اند.سوال اینست که ایا بهتر این نیست که بردگان این عصر سر تعظیم را در مقابل جاهلیت مدرن فرود اورند. و پلیدی حکمایشان را به حساب بدی بنیادی انسان گذارند. شاید که لا اقل یکبار برای همیشه این قصه پایان یابد. و مجازات ستمگران و خداوندان زر و زور و تزویر، بدبختی عمیق و درونی این خود گم کردگان و زنجیرهای عقده های خود کم بینی و خود بزرگ بینی و یا ترس از سایه شان باشد.... !؟

/ 40 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام مهدی جان ممنونکه بهم سر ميزنی و من ای دی اسالم قطع شده نمی تنم بيام سر بزنم پزش مفق باشينيا حق

مجتبی

سلام. خوبی خیلی وقت بود نیومده بودم. به روزم. با کمی خونه تکونی بدرود

مرتضی

سلام آقامهدی عزیز بینم من روشناختی یا همین طوری به من سرزدی ؟ مدتی بودکه پرشین بلاگ هک شده بود؟ ببینمت ؟

هرمز مميزی

سلام تا روزهای اخر نمیشود به یک نتیجه دقیق رسید . اما همیشه زمانی که جمهوری خواهان بر سر کار امده اند .بیشتر همراه با جنگ در گوشه ای از عالم بوده است

مسلمان ایرانی

سلام.ممنون که اومدی من با مطلب « بشارتهای ظهور محمد(ص) پیش از بعثت » به روز هستم. اگر وبلاگم باز نشد از این آدرس وبو ببین و نظر بده(البته فقط اگر باز نشد): http://antipan.blogfa.com به امید ظهور

سالک ساقی

سلام خیلی متشکرم از حضورتون خیلی دلم برای شما و نظراتتون تنگ شده بود راستش در مورد مطلب این پستتون هم .......... هم مطلب این پست رو خوندم هم ..نظرات دوستان با نظر الهام خانم کاملا موافقم از خدا بخوایم فرج موعودمون رو نزیدیک کنه ...... در پناه خداوند کریم موفق و تندرست باشید ..... اللهم عجل لولیک الفرج

مهدی همراهی

سلامsaleke saghi عزیز دو روز پیش با یکی از اساتید گفتگوی ادیان دانشگاه سنت پل در مونترال در مورد اهمیت اندیشه در اسلام و مکتب تشیع صحبت می کردم. گفتگویی بود طولانی که حدود 5 ساعت به طول انجامید. در اواسط سخن بعد از اینکه به بحث مطالبی که همه ان را عقل بشری نمی فهمد, به حضور اشاره کرد. حضور در عبادت که البته در اینجا با ایشان موافق بودم که (پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود) عقل بشری همه اوج روح را درک نمی کند. انرا دریافت می کند. و این گفتگتوی طولانی و عمیق به این شعر از علامه طباطبایی ختم شد. ای عاشقان در عاشقی دیوانه بایستی شدن من با بلوغ عقل در اوج جنون رقصیده ام به امید حق و ممنون از تلاشتان

مرتضی

سلام آقامهدی من شمارا میشناسم حتی لینک من را دارین روی مرتضی کلیک کن تامنرابشناسی ؟خداحافظ فعلا

عليار

با عرض سلام خدمت شما دوستان گرامی وبلاگ صوفیان بحثی را درباره ی چیستی فلسفه آغاز کرده. در بحثی با عنوان فلسفه چیست؟ گفتیم: فلسفه هنگامی پدیدار می‌شود که پرسشهایی بنیادین درباره خود و جهان می‌پرسیم. سوالاتی مانند: زیبائی چیست؟ قبل از تولد کجا بوده ایم؟ حقیقت زمان چیست؟ آیا عالم هدفی دارد؟ اگر زندگی معنایی دارد، چگونه آن را بفهمیم؟ آیا ممکن است که چیزی باشد و علتی نداشته باشد؟ ما جهان را واقعیت می‌دانیم، اما واقعیت به چه معناست؟ سرنوشت انسان به دست خود اوست و یا از بیرون تعیین می‌شود؟ از کجا معلوم که همه درخواب نیستیم؟ خدا چیست؟ تا به حال به دو سوال زیبایی چیست؟(در مطلبی با عنوان هر چه زیباست دشوار است) و قبل از تولد کجا بودیم؟(در مطلبی با عنوان از کجا آمده ام؟آمدنم بهر چه بود؟) پاسخ دادیم و حال وبلاگ صوفیان با پاسخ به سوال سوم(حقیقت زمان چیست؟) به روز شده و منتظر نظرات شما عزیزان است.