عشق و عدالت

عشق و عدالت

رای بیشتر دوستان سرانجام بران قرار گرفت تا به مقوله عشق و عدالت پرداخته شود.

که این خود نشانه ایست از تمایل همراهانمان به ارمانهای عشق و عدالت. از این بابت خوشحالم و به داشتن همراهانی چنین از ایرانمان افتخار می کنم.

چگونه به این مقوله علاقمند شدم.(فلاش بک)

تقریبا ده سال پیش، سال چهارم رشته ریاضی در دبیرستان دهخدا واقع در خیابان پیروزی، خیابان مقداد تهران تحصیل می کردم. بخاطر دارم که دو ماهی به پایان سال بیشتر نمانده بود.

یکباره به خود امدم و خود را در میان انبوهی از کتابها و مطالب برای یادگیری یافتم34.gif. شنیده بودم که می توان به طور ازاد نیز در امتحانات شرکت کرد04.gif.

به یکباره تصمیم گرفتم، با تصوراینکه درکتابخانه سریعتر یاد خواهم گرفت تا در دبیرستان ! به کتابخانه پارکی در نزدیکی میدان شهدا بروم و بعد به طور ازاد در امتحانات شرکت کنم11.gif.

تصمیمم را بی درنگ عملی کردم22.gif. بعد از حدود یک هفته برای ثبت نام در امتحانات دیپلم به اموزش و پرورش منطقه ۱۴ رفتم. پاسخ این بود که با توجه به اینکه اگر به دبیرستان نروم سرباز هستم. و ثبت نام، مشروط است به ارائه مدرکی دال بر تعیین وضعیت نظام وظیفه24.gif.

دست از پا درازتر به دبیرستان بازگشتم26.gif. ناظم اقای رضایی خشمگین از دانش اموزی که سرخود تصمیم می گیرد، دستور داد که درمقابل دفتر مدیر بایستم تا تکلیفم روشن شود25.gif.

اقای ترامش لو، مدیر دبیرستان سر رسید14.gif.

سلام اقای ... شما مقابل دفتر چه می کنید ؟ موضوع را صادقانه توضیح دادم21.gif.

بی درنگ از من پرسید : به نظر شما عدل(که نشانه بیرونی ان برای مثال می تواند پاداش، یا در شرایط من مجازات باشد.) برتر است یا جود(بخشش، یا همان تبلور بیرونی عشق)06.gif ؟

در موقعیتی بودم که به نفعم بود پاسخ دهم، جود ! اما این برخلاف باورم بود. بنابراین پاسخ دادم : عدل08.gif!

لبخندی زد و به ارامی پاسخ داد در مورد شما، من جود را، ترجیح می دهم05.gif. اگر چه من ان سال نتوانستم در امتحاناتم موفق شوم، که البته دلایل دیگری نیز مزید بر علت شده بود. اما این سوال همچنان در مغزم تکرار می شد.

مدتی بعد در حدیثی از امام علی(ع)، خواندم. از ایشان پرسیدند عدل برتر است یا جود فرمودند : عدل !

بیشتر برایم سوال شد. مردی که در تاریخ به عنوان بزرگ مردی سراپا گذشت و مهر شناخته شده است، چگونه در پاسخی کلی می گوید : عدالت

بی اختیار مدتها به ان می اندیشیدم و در گوشه و کنار و با مراجعه به منابع متفاوت  دلایل این ترجیح را جستجو می کردم. تا کم کم به این نتیجه رسیدم که علی صاحب ذولفقار، انجایی که حق فردیش در میان بود، بی نهایتی بود از گذشت و انجا که حق دیگران، در میان بود بی نهایتی بود از دقت در اجرای عدالت. و شاید از انجایی که حق دیگران، بر حق خود ترجیح دارد، عدالت را به طور کلی برتر دانستند.

اینگونه بود، که زمانی که در دانشکده تئولوژی ژنو به موضوع عشق و عدالت برخورد کردم06.gif. می خواستم بدانم در دنیای الهیات مسیحیت و تئولوژی پروتستان در مورد ان چه میگویند. در این مورد در نوبت بعدی در حد مقدور توضیح خواهم داد.

شما چه فکر می کنید ؟ به نظر شما ایا در موضوع عشق و عدالت در الهیات مسیحی به اندازه کافی فکر شده است ؟! 

به امید حق

/ 57 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گمگشته

دوست بزرگوار درود... در خصوص کامننتون فرصتی داشتيد از تناقض مطروحه خود بگوييد... به گمانم اين خالصانه تردين نگاشته من بود که بدور از سایه ترديدهای هميشگی و در آفتاب یقین ارائه کردم... بدرود

هرمز مميزي

سلام / دوست من تصور ميکنم همه اديان به عدالت توجه داشته اند البته نه عدالت به مفهوم مارکسيستی آن !

نازلی

درود از اينکه باز هم با اين ساده گويی پر رمز و راز و پر مغزت منو درگير انديشيدن کردی ممنون... جوابت را همان جا توی پست پيشينم دادم. بخوانش اگه دوست داشتی. راستی لينکت رو گذاشتم تو وبلاگم... اگه دوست نداری بگو بردارم... و ديگه اينکه چرا اينقدر کم می نويسی. حيف نيست اين قلم خشک بشه و اين انديشه ها که ادم رو به انديشيدن می بره٬ ناپيدا؟؟؟

روشنک

سلام خوبيد؟ببخشيد کمی گرفتار بودمو بهتون سر نزدم.نميواهيد آپ کنيد؟خيلی درگير پروژه شديد مگه نه؟خوب پيش ميره ان شاالله؟

مهتاب

سلام هنوز آپ نکردين؟ منتظر خوندن بقيه ماجرا هستم در ضمن بلور مهتاب هم به روز شد خوشحال میشم از حضورتون موفق باشید

kimia

سلام آقا مهدی . بيصبرانه برای آپ شدنه وبه شما دعا می کنيم. ( آپ شدن- وب)

نازلی

چه شهری است اين وبلاگستان که همسايه هايش را بی انکه حريم بودنت را بيازارند٬ هميشه و خموش٬ در لحظه می بينی... انتظار هم گاها زيباست... خوب بگذرد اين دشوارترين لحظه های امتحان...bonne chance et surtout bonne continuation

علی شــــــــــــــــــــــــــايق

سلام// داداش خوب مهربونم ممنون که به من سر زدی من خود درباره اين مطلب خيلی فکر کردم و کتب بسياری را ورق زدم يه جمله بيشتر از معصوم عليهم السلام يادم نيست که می فرمايد: عدل عين رحمت است و جود نعمت که خب بايد بين رحمت و نعمت خيلی بحث می شد که من هم خيلی تحقيق کردم همين بس که خدا رحمتش بی واسعه است اما نعمتش انتهايی دارد بيشتر توضيح دادن از حوصله اين مقال خارج است ببخشين خيلی باکلاس صحبت کردم خود سرم گيج رفت برم تا نخوردم زمين // يا حق امام حسن مجتبی عليه السلام پشتيبانتون

مينا

شايد بيشتر از ۵ ۶ بار اين مطلب رو خوندم خيلييی خوشم اومد اما منتظرم خودتون جواب سوالها رو بديد خيلی قشنگ درس ميديد اقای همراهی .ممنون که بهم سر ميزنيد.

مينا

راستی ممنون ميشم مطالب قبليمم بخونيد