دنباله ماجرا، زندگی در پاریس(1)

پاریس,

شهری بسیار زیباست که زیباییهای مدرن و سنتی را در هم امیخته است تا هم قصه  گویایی از تاریخ و هویت فرانسوی باشد و هم از پیشرفتهای تکنولوژیک بهرمند شود.خطوط تودر توی مترو، شبکه اتوبوس رانی وسیع، وسایل الکترونیکی گسترده بدون اینکه اندکی از زیبایهای سنتی شهر، معماری کلاسیک و بناهای تاریخی بکاهند در دسترس هستند. برای بازدید از محله های تاریخی ان، موزه ها،شهر علمی، کتابخانه های بسیار غنی، کافه تریاها با فضایی دلنشین،  فضاهای فرهنگی بسیار متنوع اعم از  تاترها، سینماها، ...، واقعا یک هفته و یک ماه و دو ماه کفایت نمی کند. یعنی به نظر می رسد که باید حداقل یکی دوسال در این شهر زندگی کرد و ضمنا امکان مالی ان را داشت تا بتوان هر روزیا هر اخر هفته برای بازدید از یکی از این مکانها برنامه ریزی کرد.

اما مثل تمام شهرهای بزرگ دیگر دنیا زندگی در این شهر غیر از اینکه از محله ایی تا محله دیگر بسیار متفاوت است، در مجموع زندگی سالمی نیست.شلوغی، سرو صدا، الودگی هوا، مشکل الکل و اعتیاد، امنیت اجتماعی، دزدی... به علاوه فاصله های طولانی، از جمله مشکلات زندگی در این شهر بزرگ هستند. مثل تمام متروپلهای دیگر دنیا برای زندگی در این شهر باید قبل از هرچیز دارمد کافی داشت. هرچند که بخشی از مشکلات با درامد زیاد نیز قابل حل نیستند. 

اما پاریس تنها زیبایی سنتی و مدرن نیست: 

این شهر با همه ثروت خود در اداره جمعیت دوازده میلیونی, مشکل دارد. البته مشکل ان نه در مجموع به کمبود مالی بر می گردد و نه به ضعف مدیریت. به نظر می رسد که ریشه اصلی مشکلات این شهر مخصوصا در حومه ان به اشکال بنیادی اصالت سرمایه مربوط می شود. اینکه سرمایه گذاری در برخی محله ها سود اور نیست و دارای ریسک است. اینکه امنیت با بودجه عمومی است در حالی که عمده ثروت در اختیار بخش خصوصیست.  پارادوکس سیستم سرمایه داری همین است که هرچند باعث پیشرفت صاحبان سرمایه و کسانی که تحت پوشش انها قرار می گیرد می شود، توجیهی برای حل مشکل   حاشیه نشینان یا به حاشیه رانده شدگان ندارد. چرا که تنها توجیه موجه در این سیستم سود اوریست، و در نتیجه انجایی که سوداوری نیست یا لااقل امنیت سرمایه و جلوگیری از بحران اجتماعی مطرح نیست دلیلی برای هزینه نمودن و حل مشکلات باقی نمی ماند.  ترافیک، دود و سروصدا به همراه بوی گند برخی از محله ها و مشکل باندهای چاقوکش، الکلیها و معتادان از جمله این مشکلات حل نشدنی هستند.   چراکه مقابله با انها نیاز به بودجه دارد و اغلب کسانی که از این مشکلات بهره می برند یا منشا انها هستند، از دولتها بسیار ثروتمند تر، با نفوذ تر و گاهی مرگبارتر هستند. باندهای قاچاق که ملیونها دلار ازتجارت مرگ سود می برند از جمله انها هستند.  به همین دلیل بنیادیست که از برخی محله های حومه پاریس نیز مانند بسیاری شهرهای بزرگ دیگر دنیا، مخصوصا بعداز تاریک شدن هوا باید جدا دوری کرد. هرچند که این شهر دومین مکان توریستی دنیا محسوب می شود و سالانه ملیونها یورو منافع توریسم برای مالکین خصوصی خود به همراه می اورد، به ناچار تامین امنیت حاشیه های خود را به پلیس دولتی سپرده است. و به نظر می رسد که  پلیس به دلیل کمبود بودجه، ترجیح می دهد بخاطر هزینه سنگین تامین امنیت  در برخی محله ها انها را مخصوصا بعد از تاریک شدن هوا به باندها واگذارد.کیفیت اموزشی نیز به همین ترتیب از اولویت پایین تری برخوردار می شود. و کیفیت زندگی نیز بدنبال ان. و اینکه بالاخره اگر نام فلان مدرسه تجارت خصوصی در سی وی(خلاصه زندگینامه) شما باشد که در منطقه  ثروتمند شهرپاریس قرار دارد یا اینکه مدرکی از دانشگاه عمومی یا مدرسه ای گمنام در حومه پاریس داشته باشید به هیچ وجه شانس برابری برای یافتن شغل ندارید. و در صورت یافتن کار به هیچ وجه درامد یکسانی ندارید. این همان مشکلیست که باعث می شود که بسیاری از خانوده های حاشیه نشین شهر، که اغلب اصلا خارجی هستند، یعنی عرب، افریقایی یا هندی و ... هستند و بعد از جنگ جهانی و بعضا شرکت در جنگ جهانی( به نفع متفقین) به این شهر امده اند،  هیچگاه نتوانند خود را از فقر و تباهی که در ان غوطه می خورند نجات دهند. و به همین دلیل است که بچه های این مناطق با اینکه فرانسوی محسوب می شوند و دارای پاسپورت فرانسوی هستند خود را قربانی بی راه و چاره اصلیت، محله و فقر و تباهی بیابند. و بهانه ایی و جرقه ایی کفایت کند تا شورش و هرج و مرج کامل را به دنبال داشته باشد.خود کشی بیش از یک نفر در روز در مترو پاریس و به اتش کشیده شدن بیش از چهل و پنج هزار وسیله نقلیه در شلوغی های اخیر حومه پاریس و برخی شهرهای دیگر، گواه ملموسیست بر این مدعا. در بخش بعدی به شرح مختصری از زندگی خودم در این شهر خواهم پرداخت.

شما در مورد پارادوکس اصالت سرمایه چه فکر می کنید؟ ایا واقعا راه حلی عملی برای نجات بچه هایی که در گردابی از فقر، بی سوادی و تباهی بدنیا می ایند وجود دارد ?! 

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان

سلام. بعد از خوندن کتاب « من او» خیلی دوست دارم پاریس رو از نزدیک ببینم. دلم می خواد صورتمو بچسبونم به میله های آهنی و سرد برج ایفل! راستی مگه شما الان پاریس هستین؟

Mahdi HAMRAHI

سلام رضوان، نه من الان سویس هستم. ولی دوسال و نیمی که پاریس بودم بهم اطمینان داد که من واسه زندگی توی شهر بزرگ ساخته نشدم، حتی اگه پاریس باشه. من نیاز به شهری دارم که اروم باشه. الوده نباشه. و کتابخانه هاش هم در دسترس باشه :). نه اینکه خیلی اهل مطالعه هستم. ولی اینکه بدونم هر زمان که خواستم می تونم از فضای کتابخانه استفاده کنم باعث میشه که مشکلات باور نکردنی که از بچه گی باهاشون دست و پنجه نرم کردم یادم بره .در مورد میله های اهنی برج ایفل داستانش جالبه اون اولی که توسط اقای ایفل مهندسی شد و شروع کردن به ساختش مثل ساخت موزه لور که البته توسط یک مهندس چینی یا ژاپنی بوده، کلی سروصدا شد که دارند فضای معماری سنتی و کلاسیک پاریس رو تخریب می کنند... ولی خوب بعدش تبدیل شدند به جاذبه های توریستی بسیار مهم جهان که الان سالهاست دلار و یورو واسه شهر پاریس البته بیشتر واسه ثروتمنداش به ارمغان می ارند.

Mahdi HAMRAHI

سلام اقای ممیزی، البته کارخونه بچه سازی خیلی از این خانواده ها هم مزید بر علته. ولی خوب وقتی که کندی مشهور و مفقود امریکا یه خانواده پرجمعیت داشته باشه، بیشتر موجب تلطیف تصویر تبلیغاتیش میشه. ولی وقتی این خانواده هایی که خیلی وقتها توانایی دیگه ایی ندارند بجز بچه سازی و ضمنا کم سوادی و نادانیشون هم مزید بر علت شده، تبدیل می شه به یک مشکل. و هرچه بیشتر در باطلاقی که در اون از بدو تولد گرفتارند فرو می رند. نمی دونم دوران حضرت علی ع هم که یه جورایی واسه ما به عنوان سنبل عدالت شناخته میشه هم خرابه نشینانی بودند که خلیفه سرزمینهای بسیار بسیار پهناور اونروز شبهاش رو به غذا دادن به اونها بگذرونه... تاریکیهای تابلوی افرینش... نمی دونم. واقعا جوابی برای سوالی که دارم پیدا نکردم. فقط نمی تونم بی تفاوت بنشینم و حداقل سوال نکنم:(

Mahdi HAMRAHI

سلام یک قطره، با حرفهات موافقم. مشکل اصلی کل سیستمه. نقاط ضعف این سیستمه. ولی قبل از اینکه سیستم فعلی برجهان حاکم بشه هم فقر وغنا و مرگ از گرسنگی و جنگ فراوان وجود داشته. البته نمی تونیم اماری بدیم که کی بیشتر بوده. چون درگذشته، سیستم اماری وجود نداشته. هرچند که اعتبار امارهای امروزی هم قابل بحثه. به هر حال شاید هم یک روزی یک یا چند متفکر توانمند پیدا بشوند که بتوانند سیستمی یا راه حلی برای این مشکلات پیدا کنند. من ذاتا بیشتر خوش بین هستم. والا دلیل منطقی و یقین اوری برای اینکه راه حل علمی و عملی پیدا خواهد شد وجود نداره. یا به هرحال هنوز عملی نشده که این مشکلات هست. شما اینطور فکر نمی کنید ؟

Mahdi HAMRAHI

سلام میترا، می دونی راستش شاید هم حق با تو باشه. به هرحال ادمیزاد تمایل به این داره که خوبیهای دور رو ببینه، مرغ همسایه رو غاز حساب کنه و قدر انچه که نقد داره ندونه. شاید هم همه این افکار از سر بی دردسریه. شاید هم اگر من الان ایران بودم مشکلات اطراف و ملموس خودم بیشتر ناراحت و به خود مشغولم می کرد. هر چند که اونهایی که من رو می شناسند می دونند که در ایران هم مشکلات همسایه ها و جامعه اطرافم بیشتر از مشکلات خودم ناراحتم می کرد.... به هر حال ما هیچ کدام صاحب وحی نیستیم و در کنش و واکنش نسبت به محیط اطراف و ملموسمون افکار و احساساتمون رو بیان می کنیم. به هر حال ممنون که صادقانه در هم فکری همراهان همراهی می کنید :)

Mahdi HAMRAHI

سلام بهناز گرامی، مثل همیشه نظر شما را بسیار می پسندم. دیدگاه نقاد و هوشیار نسبت به نقاط ضعف و قوت. و نکته بسیار مهمی که به ان اشاره کردید. در واقع اغلب استعدادهای درخشان جهان از همین خانواده های ساده و فقیر سر بلند می کنند. بچه هایی که استعداد دارند، و طعم تلخ فقر را چشیده اند برای بیرون امدن از تحقیرهایی که تحمل کرده اند اغلب بسیار با انگیزه ترند از بچه های خانواده هایی که انچه که نیاز دارند در اختیارشان است. و نیازی به تلاش احساس نمی کنند. این استعدادها را کشف کردن و پرورش دادن شیوه اییست که برخی از افراد توانمند اکنون در دنیا در پیش دارند. کافیست برای مثال به قهرمانان المپیک نگاهی بیاندازید. اغلب رنگین پوستان خانواده های فقیر که بخوبی یافته و پرورش داده شده اند، انگیزه انهمه مرارت و تمرین و ریاضت را دارند تا به مدال دست یابند. در واقع اغلب مدالهای کشورهای ثروتمند را همان اصلیتهای خارجی یا فقیر نشینان برای این کشورها به ارمغان می اورند. در واقع دنیا پر از تناقض است. همین محله هایی که مرگ و تباهی صدها و بلکه هزاران کودک را روزانه در سطح جهان باعث می شوند، محل پرورش قهرمانان و نام اوران هستند. حال سوال این

Mahdi HAMRAHI

بقیه پاسخ بهناز، . حال سوال اینست که این قهرمانان گلادیاتورهای قرن جدید هستند که بخاطر لذت بیشتر صاحبان زر و زور و تزویر به جنگ یکدیگر می روند یا اینکه قهرمانان واقعی زندگی خود هستند و یا هر دو ؟

سالک ساقی

سلام .میلاد مسعود عدالت گستر گیتی حضرت مهدی موعود(عج) مبارکباد. (مدتی بود خدمت نرسیدم.ان شاءالله که سلامتید؟.در پناه خداوند کریم موفق و تندرست باشید.) -- سوال:«عید رسیده»؟ جواب:«اینجا نه»! بهار آمده امسال خانه ی ما ؟ نه! چهار فصل پیاپی اگر زمستان شد یخ قدیمی این فصل می شود وا؟ نه! بدون تو همه ی سال برف بوده؟ بله! تمام هم شده یک لحظه فصل سرما؟ نه! بدون موج نگاهت، جهان که یک «ماهی»ست رسیده است به آغوش گرم دریا؟ نه! تمام زلزله ها لرزه ی نبودن توست و هیچ بعد تو آرام بوده دنیا؟ نه! تو ماه صفحه نقاشی جهان بودی درون صفحه ببین ماه مانده حالا؟ نه! اگرچه داخل تقویم ها نوشته بهار بهار می رسد از راه، بدون تو آقا؟ نه! بیا و پس تو خودت از خدا بخواه که داد جواب خواهش ما را همیشه او با نه خودت بگو به خدا که به چشم یک عاشق بهار فصل قشنگیست بی تو اما نه ------- اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج

مروارید عرفان

سلام دوست عزیز وگرامی [گل] مدتیست سراغی از دوستان قدیمی نمی گیری [چشمک] هر دو فرزندان من در پاریس زندگی میکنند و من بخاطر آنان در بیست گذشته بارها و بارها به این شهر بزرگ اروپائی رفته ام . اما از این دید جالب و عمیق تو به این شهر نگاه نکرده بودم . از اطلاعات خوبی که در اختیارمان گذاشتی ممنون [دست] برایت آرزوی توفیق و شادی دارم .

نسیم

salam man weblogeton ro khondam va yek post rajebe navahi az hoome paris ke faghirano daneshgahashoon motabar nistano khondam, mishe begin in navahi koja hastan? ba tashakor