teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

از فرهنگ و هویت فرهنگی تا شوک فرهنگی

سلام یکی از دوستام زنگ زده بود، می گفت بابا پس تو کجایی ؟! منتظریم ببینیم بقیه قصه رو کی و چه جوری تعریف می کنی.

گفتم باشه ولی قبل از اینکه بقیه اش رو تعریف می کنم می خوام یه پرانتز باز کنم از یه مطلب مهم بگم. اغلب ما ایرانیها از این پدیده روانشناسی درک کاملی نداریم. علتشم سادس. همه درآمدمون رو میدیم خرج یه چیزایی می کنیم که بهش می گیم آبرو. لباس و فرش و ظرف و ظروف و ...این طور چیزا وقتی این خارجیها میان ایران می گن شما اشراف زده این، زندگیهاتون خیلی لوکسه.

اینجا آدما بیشتر درآمدشون خرج سفر می کنند در نتیجه با این پدیده ایی هم که می خوام در موردش صحبت کنم بیشتر آشنایی دارند.

این پدیده اسمش هست :

                                 شوک فرهنگی 

البته اول باید فرهنگ و هویت فرهنگی رو تعریف کرد. تا بعد بشه در مورد شوک فرهنگی حرف زد.

با دوست روشنفکرمون یه سری ایمیل مفصل در این مورد رد و بدل کردیم.

فرهنگ و هویت فرهنگیه هر جامعه ایی در واقع همون زبان و استدلالیست که حکومتها توسط آن تصمیمات خود رو توجیه می کنند.

در بعضی از کشورها این هویت یک هویت ملیست که در مرزهای ملی خلاصه می شود. یک هویت که ترکیبیست از زبان، دین، قسمتهایی از تاریخ. که در حال حاضر در اکثر کشورهای اروپایی یک چنین تعریف ترکیبی از هویت داده می شود. اما نقطه عطف هویت در جهان مدرن، حرکت از جمع گرایی بسوی فردگراییست یا همان هویت فردی.

در بعضی دیگر در وهله اول یک هویت نژادیست. آلمان در زمان جنگ جهانی، صربستان در بالکان،  ...بر ریشه نژادی استوار است. هر چند که در جهان امروز نژادپرستی یا همان ریسیزم از مضحک ترین و در عین حال خطرناکترین باورها محسوب می شود.

در برخی دیگر از کشورها این هویت به طور غالب یک هویت دینیست مانند عربستان سعودی با تعریف آل سعود از دین !!

در برخی دیگر از کشورها یک هویت بر اساس زبان مشترک است. مثل برخی کشورهای عربی یا چین.

بگذریم غرض اینکه وقتی انسان مسافرت می کند و تصمیم به اقامت طولانی در کشوری دیگر می گیرد. با تفاوتهای برداشتها، اصول وارزشهای جدید اجتماعی بر اساس سیستمی دیگر برخورد می کند.

 یعنی صرف نظر از ارزشهای مطلق که نقطه اشتراک ادیان الهی و حقوق بشر هستند

 و در همه دنیا عمومیت دارند تمامی رفتارها و گفتارها، طرز نشستن، طرز راه رفتن،.....می توانند کدها و نشانه هایی باشند برای پذیرش یا عدم پذیرش شما در یک جامعه.

اینگونه است که این کدهای ناگفته که در حافظه ناخودآگاه انسان ضبط هستند می توانند چون تارهای یک ساز بسیار حساس با اشاره ایی به صدا درآیند. صدایی هنجار و زیبا و یا صدایی نا هنجار و گوشخراش ایجاد کنند.

اما در شرایط هیجان، انسانها بر اساس همین حافظه ناخودآگاه واکنشهای متفاوتی دارند. عده ایی، حالت تهاجمی به خود می گیرند و همه چیز و همه کس را مورد حمله و بد بینی قرار می دهند. عده ایی حالت دلمردگی پیدا می کنند و گوشه گیر می شوند، عده ایی دو شخصیتی می شوند و به نوعی نفاق و اسکیزوفرنی دوچار می شوند، عده ایی به حالتهای کودکی باز می گردند....

در میان ایرانیانی که به ژنو، و پاریس آمده اند، از جمله خودم به نوعی تمام این حالات را با شدت و ضعف متفاوت مشاهده کرده ام.

ژنو آخرین سنگ حرم سرمایه داری و شهری محسوب می شود که درآن بر اساس آمار کیفیت زندگی از بالاترین سطح خود در میان تمام کشورهای جهان برخوردار است. سویس کشوریست که با داشتن حدود شش میلیون جمعیت از لحاظ ثروت یکی از ده کشور اول دنیاست.

ولی می بینید که کاملآ صادقانه در روزهای آخر شش ماه اول اقامتم در این کشور با واکنشی تهاجمی، بیشتر، نقاط سیاه این تابلوی رنگارنگ را می دیدم. اگر چه این نقاط واقعیت عینی هستند. اما در یک شرایط شوک فرهنگی و عدم فهم متقابل یکدیگر،  انسان تنها می تواند نیمه خالی لیوان را ببیند.  

بارها پیش آمد که کسانی در خیابان بدون هیچ گونه آشنایی قبلی با نگاهی خصمانه بدرقه ام کنند، یا کلامی ناخوشایند بر زبان آورند.

اما امروز می دانم اگر چه به شکلی مرتب و تمیز و مدرن از دیدگاه ایرانیان لباس می پوشیدم ولی عدم شناخت ایرانیان توسط دیگران و آن چیزی که در جامعه شناسی به آن کدهای پوششی گفته می شود باعث می شد تا مرا با ایل و تبار عربهای پادشاهی و ثروتمند از نفت ملتها شان اشتباه بگیرند. کسانی که هرسال تمام شهر ژنو برای پذیرایی از ایشان آماده باش می شود و هر ساله میلیونها دلار در این شهر خرید می کنند و ریخت وپاش می کنند. مثلآ شاهزاده ایی از عربستان سعودی که برای شامش به اندازه سی نفر غذاهای مختلف طبخ می شود و دست آخر به جز اندکی که این شاهزاده پیر به دهان می گذارد ما بقی به دور ریخته می شود. در مقابل چشمانی که ایشان را پرده دار کعبه مسلمین می دانند و شاهد مرگ هزاران کودک مسلمان در آفریقا از شدت گرسنگی و فقر هستند.  

منتظر بقیه قصه ام در پست بعدی باشید :-)

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٤/٩/۱۱ - Mahdi HAMRAHI