teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

در میانه کمونیزم و کاپیتالیزم

بنای تفکر ما و سرچشمه اصلی ان با یکدیگر متفاوت است ...گرامی گمان نمی کنم به نتیجه مشترکی برسیم.  برای من سخن ازانسان نیز به مصابه نفخت فیه من روحی و خلیفه الله فی ارضه  مستند است و سرچشمه از الوهیت  و پروردگار انسان دارد. تفاوت فاحشی نمی  بینم میان سیر انفس و سیر افاق اگر صداقت و اخلاص در این جستجوی حقیقت وجود داشته باشد. پس چه ما از معیار انسانیت انسان بخواهیم به حق نزدیک شویم و چه از جستجوی حق خارج از وجود انسان،  به نظر من در صورت صداقت و تلاش هرکدام به اندازه ظرفیتمان از ان دریافت می کنیم. اب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید. در میان روحانیت هم معیار خوبتر و بدتر بودن برای من گرایش به سرمایه داری نیست. هرچند که به شدت از مافیاهای فامیلی که حق عموم را پایمال می کنند متنفرم اما این فساد های خانوادگی را ریشه در سرمایه گذاری و سرمایه داری نمی دانم ریشه در فرهنگ غلط قبیله ایی و پسرعمو و پسر خاله ایی اغلب ما ایرانیان می دانم. کمونیزم را به هیچ وجه به عنوان سرچشمه بی غلط رستگاری و چاره نمی بینم. همانطور که در عمل با شکست مواجه شده است. سرمایه داری وحشی را هم راه چاره نمی دانم مثل کشور امریکا که دران سالانه حدود چهل هزار نفر بی خانمان از سرما و بیماری جان می دهند. اما نمونه های سوسیال دموکرات و وسط را هرچند که پرفکت نیستند بیشتر نزدیک به هارمونی و منطق لازم و واقعیتهای زندگی بشر می دانم. هما نطور که ازان نیز خدا نمی سازم مهم اینست که بازیگران دموکراتیک و مسوول یک اندیشه هم در یک جامعه تربیت شوند و وجود داشته باشند. والا دنیای ایده ها هیچ وقت به واقعیت نزدیک نمی شود. 

شما چه فکر می کنید؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩۱/۱/۱٤ - Mahdi HAMRAHI