teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

ازادگی و فردگرايی در ايران امروز

سلام عزیز،
ازادگی رمز سعادت در هستیست. خوشبختی و شرافت انسان ریشه در عزت و سربلندی او دارد. و سربلندی او در بند ازادگی اوست. اما ازادگی عاشقی می خواهد و دل داده گی. ازادگی ترس را نشناختن می طلبد. ازادگی عقده ها را پشت سر گذاشتن می خواهد. ازادگی دریادلی می خوهد و شجاعت. ازادگی رهایی از بندهاست.

 رهایی از بندهای درون و برون. ازادگی رهایی از خویش است. ازادگی استقبال از پرواز است. ازادگی تحسین نور است.

ازادگی حرکت است بسوی کمال با تمامی وجود. ازادگی هر روز بهتر از دیروز گشتن است. ازادگی سعادت جاودانیست.............

به امیدحق یا حقایق انطور که دوست همراهمان ارش مایل است ان را بنامد :-)راستش خواندن وبلاگ یک همراه عزیز جدید، فضای پر عزت و صفایی برایم تداعی کرد که این چند خط را در مورد ازادگی به رشته تحریر دراوردم.

اما در مورد فردگرایی

نوبرت الیاس یک دانشمند جامعه شناس است.

تحلیلی دارد که در ان ارتباط پیدایش روانی(پسیکوژنز) یاپیدایش اجتماعی (سوسیوژنز) را بررسی می کند. پیدایش فردگرایی را در انسان به شرایط اجتماعی او مربوط می داند. و به عبارتی تاثیر جامعه مدرن که در ان خشونت مشروع در انحصار دولت قرار گرفته است و تحت لوای قانون اعمال می شود. او عامل اصلی فردگرایی را جامعه می داند. به عبارت دیگر وی توضیح می دهد که زمانی که امنیت در جامعه برقرار می شود و فرد دیگر برای دفاع از خود نیاز به اعمال خشونت فیزیکی ندارد، ترسها و تهدیدهای او درونی می شوند. او دیگر از ضربه شمشیر یا چاقوی دیگران در حراس نیست. بلکه از نگاه یا کلام دیگران در حراس است. و با نگاه و کلام خود در جامعه اعمال وجودو اعمال اثر می کند. نداشتن نیاز به اعمال خشونت فیزیکی یا فرافکنی احساسات درونی وی باعث می شود. که او به نوعی قبل از دیگران با خود در کشاکش باشد....

از طرفی اساس پیشرفت صنعتی و اقتصادی اروپا در همین فردگرایی نهفته است. افراد دایم بدنبال رقابت با دیگرانند. برای بیشتر داشتن، بیشتر مصرف کردن و بیشتر احساس غرور و افتخار کردن، دایم در حال کار و تلاشند. واقعیت اینست که ساعت کار مفید یک المانی یا یک ژاپنی با ساعات کار مفید یک ایرانی قابل مقایسه نیست. در عین حال ساعات مطالعه ازاد یک اروپایی با یک ایرانی نیز به طور شگفت انگیزی متفاوت است. در واقع فرهنگ کار و فرهنگ مطالعه در اروپا با همین نیاز مفرط و دایم به داشتن و مصرف کردن برای خود(ایندیویژوالیزم) ایجاد شده است.

البته امروزه در پست مدرنیزم این مصرف گرایی و فردگرایی برای بخشی از جمعیت اروپا به نوعی عطش دایم و فقر درونی و تنهایی مفرط تبدیل شده است. این همان چیزیست که مرگ ده هزار نفر افراد مسن در گرمای تابستان پارسال پاریس را توضیح می دهند. کسانی که در جوانی همه کس را برای منافع شخصی از خود رانده بودند. و هم اکنون در زمان پیری بر اثر گرما در بستر بیماری و سپس مرگ افتادند و به علت تنهایی مفرطشان کسی نتوانست به موقع از وضعشان خبردار شود و به فریادشان برسد...!

به خاطر اینست که به نظر می اید،انچه که من مایلم انرا (فردگرایی در حد معتدل) یعنی خانواده های کوچکتر در ایران بنامم، هم می تواند یک پدیده مثبت محسوب شود که موجب افزایش مصرف و در نتیجه افزایش تولید و تلاشهای فردی و در درازمدت موجب پیشرفت کشور شود.

شما چه فکر می کنید ؟!!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/٤/٢ - Mahdi HAMRAHI