teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

فمينيزم و دين

خوب طبق قولی که داده بودم، امروز در مورد مبحث فمينيزم و کليسا که در بخشی از تحقيقم در ژنو به ان پرداختم، به اتفاق همراهان عزیزم سخن خواهیم گفت.
 
تصويری از مجسمه مريم مقدس و عيسی (ع)، مربوط به قرون وسطی. از موزه ايی در پاريس. 
 Women Resisters to Authority: 
Heroic Women in the Struggle for Liberty
زنهای مقاوم در مقابل حکومت
زنهای قهرمان که برای ازادی مبارزه می کنند.

I. Background: Some definitions 
تعابير

Resistance = protest, standing up for rights of oppressed, whether male or female, free or slave. 

مقاومت= اعتراض، قيام برای احقاق حقوق ستميدگان، اعم از زن يا مرد، برده يا ازاد.

Authority = institutionalized arbiter of law, religion, custom or culture, i.e., Church and State. 

حکومت= ديکتاتوری های سازمان يافته تحت عنوان قانون، دين، اداب و فرهنگ، کليسا يا دولت.

Resistance to authority = Protesting and standing up to authority perceived as unjust and oppressive.
19th century America a hotbed of political, cultural and social turmoil and change:

مقاومت در مقابل حکومت= اعتراض و قيام در مقابل حکومت ظالم و ستمگر. در قرن نوزدهم امريکا بستری داغ برای تغييرات سياسی، فرهنگی و اجتماعی است. 
1. Abolitionism. Anti-slavery movement, 1830s-1860s
 انحلال گرايی. حرکتهای ضد برده داری

2. Free Thought. Advocating the use of reason, rather than faith, to think about religion.
Early 1800s to present.
 انديشه رها. دفاع از استفاده از منطق بجای ايمان (کورکورانه) و انديشه در مورد دين. سالها ی ابتدايی ۱۸۰۰

3. Women’s Rights/Suffrage.  Challenging laws that restricted women’s freedom, fight for vote for women.  Early phase from 1880s to 1920 and 19th Amendment.
 حقوق زن. مبارزه برعليه قوانين تبعيز اميزی که حق ازادی و رای را از زن ميگيرد.

سالهای ميان ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰

4. Free Love. Freedom to love whomever one chose, without interference from or permission of Church and State. Mid 1800s.
ازادی (عشق)، انتخاب همسر بدون دخالت و اجازه کليسا يا دولت.

5. Anarchism. Belief that no one has a right to rule another without their consent, coercion is always wrong, whether individual or institutional; primacy of individual rights. First wave: Early 1800s-1917. Continues to present.

انارشيسم. اعتقاد به اين که هيچکس حق رياست بر ديگری را ندارد. حقوق فردی بر حقوق اجتماعی ارجحيت دارد.

 

6. Reproductive Rights. Legalize birth control, availability of contraceptives. Mid 1800s to present.
حقوق برابر مربوط به توليد مثل. اجازه کنترل فرزند و دسترسی به راههای کنترل فرزند.(لازم به ذکر است که هنوز کليسای کاتوليک استفاده از راههای کنترل فرزند را مجاز نمی داند.

III    19th Century

A. Abolitionism (and feminism)
Most of the volunteers in the anti-slavery movement were women. Mixed women’s rights with slaves’ rights. Saw the parallels:
.

قرن نوزدهم. بيشتر داوطلبان مقابله با بردگی زنان هستند. حقوق زنان و حقوق بردگان با هم مطالبه می شود.

 

Angela Grimke (1805-1879) 1st woman to speak before legislative body 1838
انژلا گريمپ اولين زنی که در دادگاه امريکا برای دفاع از حقوق زنان سخن گفت.

Sarah Grimke (1792-1873) “Letters on the Equality of the Sexes & Conditions of Women” 1837 
سارا گريمپ شروع به نوشتن در مورد برابری زن ومرد و شرايط زنان نمود.
.
B. Freethought (and feminism)
Saw the 19th c. mainstream churches as antithetical to women’s rights and freedoms. Most churches extremely traditional in views of women. Clergy attacked idea of women’s rights.
انديشه ازاد و فمينيزم. اغلب کليساها مخالف ايده حقوق و ازادی زنان ظاهر شدند. اغلب ايشان در مورد حقوق زنان به شدت سنتی بودند.کشيشان به شدت به ايده حقوق زنان حمله کردند.(مطابق نامه های سنت پل، زن بايد از شوهرش اطاعت کند و موها و زينتهايش را از غير شوهرش پنهان نگه دارد. اين ايده ها اغلب از تورات نشات گرفته اند. حتی در نزد يهوديان زنان بايد موهای خود را بتراشند و هنگام همخوابی با شوهرشان  از حايلی ميان خود و همسر استفاده کنند تا بدنشان به جز يک نقطه با بدن همسر تماس پيدا نکند. تا به اين ترتيب از هرگونه دخالت لذت جنسی در توليد
مثل عقلانی جلوگيری شود !)

http://www.voltairine.org/womenresistoutline.html 

در پست بعدی در مورد ديدگاه اسلام و قران در مورد حقوق زن از ميان انديشه های استاد شهيد سخن خواهم گفت.

انچه که  لازم به ذکر است اينست که با وجود مبارزات فراوان زنان در طول سالهای بعد از جنگ جهانی هنوز برابری در حقوق نه در امريکا و نه در اروپا حاصل نشده است. مثلا حقوق زنان که امروز تقريبا تمامی انها برای امرار معاش بايد کار کنند، هنوز کمتر از مردان است. اغلب پستهای مهم اعم از سياسی يا اداری در شرکتهای خصوصی و دولتی به مردان سپرده شده است. و اين با وجود حداکثری فارغ التحصيلان زن دانشگاهها نسبت به مردان می باشد...

شما در مورد اين واقعيات چه فکر می کنيد !؟

ايا زمانی خواهد رسيد که حقوق زن و مرد در دنيا برابر باشد !؟

اصلا اين برابری می تواند به طور مطلق مورد تاييد قرار گيرد و عملی شود يا نه !؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٥/٦/۱٠ - Mahdi HAMRAHI