teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

بهترین انتخاب ممکن، از لحاظ فردی و ارمانی

            بهترین انتخاب ممکن؟!

دوستان عزیزم، برای فردا و نرگس و نثرما عقل بشری، لاله و زهرا مکتب الهی، شقایق کمونیسم،سمیرا انعطاف پذیری، محمد ناجی موعود، تارا پلورالیسم، حکان خدا و قرآن، علی قانون، امیر خودشناسی، جواد خودشناسی و خدا شناسی،صبرا و مستانه تلفیقی از دیدگاه های ارائه شده را بصورت خلاصه راه حل خوشبختی بشر معرفی نمودند. دانیال در واقع راه حلی ارایه نمی دهد،مرجان نیز پیشنهادمی کند که باید و نبایدی نباید در کار باشد، مهتاب از اعتدال سخن می گوید   و اینک دنباله بحث :

  •  از لحاظ فردی

آیا هر شخصی دارای ضریب هوشی و میزان توان و سلامتی جسمانی و شرایط ژنتیکیه منحصر به فرد خود نیست ؟! آیا هر فردی در هر جامعه ایی و در هر سنی و با هر تربیت و تحصیلاتی و ....با محدودیتهای خاص خود دارای میزان فهم و توانایی و محدوده آزادی عمل مخصوص به خود نیست؟!

آیا باورها، آرمانها و آرزوهای بشر که ریشه در ارزشهای مطلق، آزادی و عدالت و عشق دارند تنها می توانند جهت حرکت بشر را مشخص کنند یا نقطه پایانی حرکت او هستند؟! آیا کمال و رشد انسان در این مسیر بی نهایت هیچگاه به نقطه پایانی نمی رسد؟! آیا می توان نقطه پایانی برای بی نهایتها متصور شد؟!

به باور من،

آنچه که مهم است جهت حرکت و میزان تلاش بشر است.

 این در واقع همان مسیر اعتدال و عقل است که در محدوده آزادی هر فرد انتخاب میشود. نه آرمانگرایی محض است و نه واقعگرایی محض. حرکتیست بسوی تعالی بی وقفه که بر اندیشه، توانایی و استقامت، و دانش و هوشیاری انسان و ایمان قلبی او استوار است. مسیری که در آن انعطاف پذیری و تطابق با شرایط بدون تغییر جهت کلی از ارزشهای مطلق بشری مد نظر است.

و آسایش (به ترتیب اولویت)، روانی و جسمی او را فراهم می کند.

هر انسانی در هر لحظه از عمر خود دارای محدوده ایی از انتخابهاست که اثر آن در تمامی باقیمانده عمرش  برجای می ماند. خوشبختی و سعادت بشر زمانی فراهم می شود که او در مقابل وجدان خویش باور داشته باشد که با تمامی وجود سعی کرده است تا اندیشه و تلاشش را برای حفظ سربلندی و عزتش به کار بندد،

و توانسته است بهترین انتخاب ممکن را برگزیند. این مسیریست که باچراغ عقل و اندیشه باز شناخته می شود و با نیروی عشق و ایمان امکان ادامه می یابد. 

در این میان بسیاری ازمردم در طول تاریخ و در جهان امروز به دنبال سرابها، سنبلها به دنبال تصاویر خیالی به دنبال پرستش بتهای خود ساخته به خیالبافی خو می گیرند و یا به مستی روی می آورند، به گروه ستمگران و ستم پذیران تقصیم می شوند. که شاید به نوعی ستمگران، خود ستم پذیر نیز هستند و ستم پذیران خود ستمگر. چرا که خوشبختی و سعادت، عزت و سربلندی خویش را فدای تصورها و رویاها کرده اند. عده ایی به نام واقع گرایی دوچار ستم میشوند و آن را می پذیرند و عده ای به نام آرمانگرایی گرفتار ستمگری و ستم پذیری می شوند. 

  • ازلحاظ اجتماعی و سیاسی

مقدمه : عده ایی چون مردم روسیه سابق به نام کمونیست با رویای عدالت اجتماعی به مافیاهای هزارچهره، فرصت غارت خود را می دهند و به نوعی خود عضوی از این مافیاها می شوند. و عده ایی با رویای آزادی و مردم سالاری فرصت حکومت بسیار ثروتمندان پشت پرده را میدهند و یا بعد از عمری تلاش بدنبال سرابی خودساخته در تنهایی عمیق خود پرستی بخشی از ستمگران نوین می شوند.

به گمان من اگر دموکراسی(آمریکایی) یا کمونیسم(شوروی) و یا حکومت دینی اسلامی( اموی و عباسی و صفوی)، مسیحی( قرون وسطی)، یهودی( صهیونیست) و یا هر حکومت دیگری به صورت کالبد و کلیشه ایی در آیند خالی از روح حقیقت و  دور از ارزشهای مطلقی که خود آنها را شعار قرار داده اند، به ناکجا آباد می روند. مجوز قتل عامها را صادر می کنند و عامل بدبختی خود و مردم خویش می شوند. اگر فرصت و عمری باقی ماند، بصورت خلاصه در مورد بهترین انتخاب ممکن از نظر اجتماعی و سیاسی در پست بعدی صحبت خواهیم کرد. شما چه فکر می کنید؟ 

به امید حق

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٤/۱٠/۱٠ - Mahdi HAMRAHI