teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

مفهوم اکثریت و اجماع علما

نکته بسیار مهم اینست که ما عقل را پیامبر درون می دانیم. اما اکثرهم را لایعقلون و لایومنون... باتوضیح بیشتر معتقدیم معیار اصلی حق است که منتج از عقل است نه نظر عموم یا اکثریت. البته چه بسا تک تک نخبگان ما و خود ما نیز در مواردی شبیه عامه شویم. اما این استدلالی که «چون همه چنین می کنند، چون همه چنین فکر می کنند، من هم مثل همه. چون همه سیگار می کشند، چون همه تنبلی می کنند، ...»...دنباله روی اکثریت  برخلاف جهت کمال بی وقفه و بی نهایت انسان است. چند جلسه ایی در خدمت علامه جعفری بودیم مدرسه مروی در کلاسهای اخلاق. ایشان نکته ایی را به خوبی ذکر کردند در مذمت تکبر علمایی و تکبر جمعی و قشری... خطاب کردند به اقایان روحانی که در جلسه حاضر بودند. فرمودند شما فکر می کنید اینکه خداوند در قران کریم انقدر تاکید کرده است که اکثرهم لایعقلون، لایفقهون، لایومنون...شما بواسطه عبا و ردا ازان استثنا شده اید؟! روح پویندگی ایجاب می کند که السابقون همواره عده قلیلی باشند همانطور که در یک کلاس درس به طور مقایسه ایی همیشه بیشتر از دو سه شاگرد اول و دوم و سوم وجود ندارد. به اعتقاد ما علم نور است. چه علم تجربی و چه علم الهیات اما هرکسی فراخور حالش ازین اقیانوس بهره می برد. به عبارت دیگر به قول مرحوم مطهری، هرچند که اجماع علما از جمله دلایل مستند پذیرفتن حکمی است. اما تحولهای بزرگ را استثنا ها ایجاد می کنند. اتفاقا همانها که گاه حتی توسط اکثریت علما تکفیر می شوند. به عبارت دیگر اجماع علما در امر دین هم حجت است. اما مطلق نیست. شما چه فکر می کنید؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩۱/٢/۸ - Mahdi HAMRAHI