teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

واعظ شهر که از پند خود ازارم داد از دم رند می الوده مدد کار شدم

اخیرا در یک مکان دیگه چند مقاله نوشتم که اینجا بعضیهاشون رو قرار می دم که به اتفاق دوستان اهل دل و همراه که در تمام این مدت غیبت کبرالبخند بازهم سرزدند به هم اندیشی بنشینیم.

دانستن هماهنگی و زیبایی کلیات، جهت حرکت رو در مورد گزینش جزییات تعیین می کند.

مرحوم مطهری در کتاب فلسفه اخلاقش بعد از دویست صفحه رفرنس و استدلال با استناد به قران و کلام حسین ابن علی ع به این نتیجه می رسد که معیار اخلاق در مکتب تشیع و اسلام ناب چیزی نیست جز عزت نفس یا همان دیگنیتی که به راستی هیهات من الذله. بعدها وقتی در انجیل مسیحا این جمله را دیدم که قانون برای انسان است و نه انسان برای قانون. و مبنای ، لا یتغیر حقوق بشر نیز چیزی نیست جز شرف، سربلندی و دیگنیتی.
با خود اندیشیدم که حالا چگونه می شود که احکام جزیی را می توان در تنگنای انتخابها و نقاط عطف زندگیمان از کلیات نتیجه گرفت؟!
وقتی حسین از مسیر حج روی گرداند تا به مصاف ظلم رو به نینوا کند. وقتی فاطمه با پهلوی شکسته نماز ایستاده را نشسته خواند. وقتی علی سردارش را مجازات کرد به جرم برگرفتن جواهر از مچ پای ان دختر یهودی، وقتی قاضی به نصرانی در دادگاهی حق داد که محکومش خلیفه مسلمین علی ابن ابیطالب بر پهناورترین گستره فتوحات حکومت می راند، وقتی دزدان موجه المله و متشرع بیت المال از ترس دادگاه علی به معاویه پناه اوردند و همچنین وقتی نماز جماعت خوانان نیمه راه کوفه در کربلا، به نام دین و به نام خلیفه دین، کودکان و زنان را به زنجیر کشیدند، انگاه این حقیقت را دانستم که چگونه می شود گفت:
واعظ شهر که از پند خود ازارم داد از دم رند می الوده مدد کار شدم
انگاه فهمیدم که مکتبی که پیامش را شنیدم نه به نامش بلکه به پیامش از وجدانهای بیدار پیروی می کند و وجدانهای ازاده جهان پروانه های اویند تا به وصلش پروبال سوزانند و خم ابرویش را به دو عالم استدلالیان بخشند.

حالا شما چه فکر می کنید ایا قطب نمای تعیین مسیر در دوراهیها همان سربلندی و عزت نفس انسان نیست؟

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٩/٧/٢٥ - Mahdi HAMRAHI