teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

خال لب

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم.

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم.

فارغ از خود شدم و کوس انالحق بزدم

همچو منصور خریدار سر دار شدم

واعظ شهر چو از پند خود ازارم داد،

از دم رند می الوده مدد کار شدم.

بگذارید که از میکده یادی بکنم.

من که با دست بت میکده بیدار شدم.

این ابیات از کیست?!

ایا کسی از دوستان، باقی ابیات پاسخ ان را دارد:-)?

تو که خود خال لبی، از چه گرفتار شدی

:-)?!

...

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٧/٧/۱۱ - Mahdi HAMRAHI