teyye in marhale bi HAMRAHIye khezr makon

 

کدام دين ؟!

بازهم سلام و صد سلام حضور همراهان عزيز و موافقين و مخالفين مطرح شدن بحثهای اخير.
به عنوان کسی که سالها علوم سياسی و روابط بين الملل را به همراه تئولوژی اسلامی و مسيحی خواندم و تحقيق کردم، و با ايمان به اينکه انديشه انسان، همان پيامبر درون است و رهنمای انسان در فهم اديان الهيست، گفتگو و تبادل انديشه ايی طولانی را با يکی از دوستان اغاز کردم، که بخشی از انرا به محاق نظر ديگر همراهان می گذارم. ( بخش عمده ايی از اين گفتگو در قسمت کامنتها قابل دسترس است.) و بحث در مورد زن و روابط بين الملل را ناچار باز هم به تاخير می اندازم. و تاکيد می کنم با رجوع به ايات قرانی و انجيل و تورات، عقيده و انديشه ام را به شکل زير تا امروز تحصيل و به اميد حق سعی در پايبندی بدان دارم.
 
به فارسی
 
دوست عزيز،
من تنها به ان دينی اعتقاد دارم که در عين ازادگی و حريت و در کمال انديشمندی و عقلانيت بتوان بدان عشق ورزيد.

ايران(Iran)
دينی که يک راه و روش است و نه یک چهارچوب خشک و موهن.
 
 ايران(Iran)
دینی که در عین حال همانطور که قبلا نیز بدان اشاره کردم،
از هر کس به اندازه فهم و توانایی او می خواهد و نه بيشتر.
 

ايران(Iran)
دينی که چون روحيست از ايمان، عشق و اندیشه که در کالبد اديان متفاوت جهان جريان دارد و بدانها جان می بخشد.
 
 
ايران(Iran)
دينی که دو پيام بنيادی و اساسی دارد :
۱. دوست داشتن و محبت به افرينش از انسان و غیر انسان.
 
ويترای کليسايی در فرانسه( France) 
 
۲. و مبارزه بر عليه ستم و بی عدالتی در خود و در جامعه.
 
 
مراسم تعزيه در يک کليسای شهر پاريس
 
به دینی که قوانین ان بر اساس زمان و مکان انطباق میابند و بر مبنای بهترین انتخاب ممکن قابل اجرا می شوند.
 

پاريس نزديکی انوليد(Paris)

به چیزی غیر از این تحت نام دین یا هر چیز دیگری که باشد اعتقادی ندارم.

اما در عين حال معتقدم،
با نگاهی موشکاف می توان با حفظ احترام به مقدسات اهل ايمان از تمامی اديان، و با معيار سربلندی و عزت انسان، اين معانی را در رفتار و گفتار رسول اکرم (ص) یا دیگر پیامبران به وضوح مشاهده کرد.
 
 
جنوب اسپانيا، اندلس(Espagne)
 
به فرانسه
 
Mon ami,
Je crois seulement a une religion qu'on puisse aimer en plein liberté et réflexion.
Une religion qui est une façon de vivre et un chemin. Elle n'est pas une structure seche  et insignifiante.
Une religion qui demande a chaque personne au niveau de sa compréhension et ses limites et pas plus.
Une religion qui est comme un esprit de la foi et de l'amour. Une foi et une réflexion existant dans le corps de toutes les religions du monde et elle leur donne la vie.
Une religion qui a deux messages fondamentaux et simples  :
 
1. Aimer son prochain y compris l'être humain et non être humain.
 
2. Protester contre l'injustice en sois et en société
 
Une religion qui s'adapte aux conditions du temps et de l'endroit. Et une religion qui est pratique et faisable sur la base du meilleur choix possible.
 
Je ne crois pas en autre chose, qu'il soit au nom de la religion ou pas.
 
Mais en même temps,
je crois aussi qu'avec un regard observateur et pointu et en respectant la foi des croyants de toutes  les religions et avec le critère de dignité humain,
on trouve clairement ces significations dans les comportements et des paroles du messager de l'islam et d'autres religions.
 
 
به انگليسی
 
My friend,
I believe just in a religion that we can love after the reflexion and liberty.
A religion which is a way of life and a way which is not a dry  and meaningless structure.
A religion that ask every body as much he can and as much as he undestand it.
A religion which is like a spirit of belief and love. A belief and a reflexion who existe in the body of all religions and it gives them life.
 
A religion who has two basical and fondamental messages  :
 
1. loving  eachothers, humanbeing ou nature as much as possible.
 
2. Protesting against injustice in oneself and in the society as much as possible.
 
A religion who adapt to the conditions of time and place. And a religion which is practical on the base of the best choice possible.
 
I dont believe on an other thing under the name of religion or not.
But at the same time i believe that if we have a obsevater and pointed look and we respect the believes of the beleivers by the criticise of human dignity,
we can find clearely these meanings in the beliefs and words of the profet of Islam and others religions.
 
اين افکار محصول سالها بحث و تلاش است. و کلمه به کلمه ان مستند به متون. هرچند که بسياری از خودکامگان وحشيگريها و ستم خود را می خواستند و می خواهند با همين دين (بن لادن) يا جنگ دين (بوش) توجيه کنند.
 
غروب افتاب، ونيز(Venise)
 
البته منتظر نظرات تکميلی و تبادل انديشه با دوستان چون گذشته هستم.
به اميد حق
 
عکسها تزيينی هستند، توسط مهدی همراهی 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٥/٧/٢٦ - Mahdi HAMRAHI

زن و اسلام

جالب است که شروع اين بحث با ابتدای ماه مبارک رمضان و جشن روزه داری مسلمين همزمان شده است !

متن عربي، ايه ۳۵ سوره نسائ

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنّ َ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا 35

ترجمه فرانسه :

Les hommes ont autorité sur les femmes, en raison des faveurs qu'Allah accorde à ceux-là sur celles-ci, et aussi à cause des dépenses qu'ils font de leurs bien. Les femmes vertueuses sont obéissantes (à leurs maris), et protègent ce qui doit être protégé, pendant l'absence de leurs époux, avec la protection d'Allah. Et quant à celles dont vous craignez la désobéissance, exhortez-les, éloignez-vous d'elles dans leurs lits et frappez-les. Si elles arrivent à vous obéir, alors ne cherchez plus de voie contre elles, car Allah est certes, Haut et Grand !

Voir ci dessous la discussion de la traduction en persan si differente ........

ترجمه انگليسی :

Men are the maintainers of women because Allah has made some of them to excel others and because they spend out of their property; the good women are therefore obedient, guarding the unseen as Allah has guarded; and (as to) those on whose part you fear desertion, admonish them, and leave them alone in the sleeping-places and beat them; then if they obey you, do not seek a way against them; surely Allah is High, Great.

http://www.arabicdictionaries.com/quran1.asp

ترجمه فارسیla traduction en Persan : ( اولين قران زبان فارسی در اينترنت، تصحيح توسط دکتر علی رضا فاضلي، هند يا پاکستان)

http://www.message-of-god.com/Farsi%20Home.htm

مردان عهده دار زنان هستند، از انجاييکه خدا از فضل خود به انها بيشتر داده و به اين دليل انها از اموال خود انفاق کنند. بنابراين زنان صالح فرمانبردار هستند و همچنين حفظ کننده عفت خود هستند. حتی هنگامی که غايب هستند، همانطوری که خدا برای حفظ عفت دستور داده. و زنانی که از نافرمانی انها می ترسيد، پس انها را موعظه کنيد. و سپس در خوابگاه از انها دوری کنيد و سپس انها را ناديده بگيريد. پس اگر از شما اطاعت کنند پس بدنبال هيچ راهی بر عليه انها نباشيد. هما نا خدا اعلی است و کبير.

(توضيح ترجمه فارسی به زبان فرانسه،‌ برای دوستان فرانسوی زبان)  

Explication de la traduction en persan : la phrase qui a pu être traduite « les hommes ont autorité sur les femmes » est traduite en persan « l’homme est l’appui de la femme ».

 

Et la phrase « en raison de faveurs qu’Allah accorde a ceux-la sur celles-ci » dans la version persane est traduite par « en raison de faveurs que Dieu a donne a certains et certaines plus qu’a d’autres ».

Et puis la traduction que l’on a fait de l’arabe

« frappez les », est transcrite en persan « ignorez les ».

 

همانطوری که می بينيد،‌ ايه شريفه ۳۵ سوره نسائ به سه شکل متفاوت در سه زبان متفاوت ترجمه شده است !! و عجيبتر اينست که دو ترجمه اول از يک سايت می باشد. 

(الرجال قوامون علی اانسائ)، به فرانسوی ( اتوريته داشتن مرد، يا) رياست مرد، ترجمه شده و به انگليسی نگهدارنده زن،‌ و به فارسی عهده دار ترجمه گرديده. و جمله (بما فضل الله بعضهم علی بعض)، در زبان فرانسوی لطف و ترجيح خداوند به مردها در مقابل زنها و در انگليسی برتری بعضی بر بعضی ديگرو در ترجمه فارسی از انجاييکه خداوند از فضل خود به انها بيشتر داده، عنوان شده است. و کلمه واضربوهن،‌ به فرانسه و انگليسی، بزنيدشان، و به فارسی انها را ناديده بگيريد ترجمه شده است.

فهم بنده ازجمله الرجال قوامون علی النسائ در درجه اول، نوعی تکيه گاه روانشناختيست. مطلبی که در علم روانشناسی به نوعی به اثبات رسيده است. تمايل مرد برای حفاظت از همسرش و تمايل زن برای فراموش کردن خود در ميان بازوانی نيرومند و برای داشتن يک تکيه گاه قابل اعتماد......و در وحله دوم به قوانين موجود در مورد اتکای مالی بر می گردد.  اما در قسمت دوم به توضيح استاد شهيد مرتضی مطهری اکتفا می کنم.  ايشان با توضيح متن عربی عنوان می دارند، که با وجوديکه بسياری از علما بعض اول را مردان و بعض دوم را زنان فرض کرده اند. اما اين به هيچ وجه از متن عربی استخراج نمی شود. به عبارت ديگر اصل اوليه اسلام که : ان اکرمکم عندالله اتقاکم در همه جا و در اينجا نيز صادق است. يعنی زن و مرد از لحاظ کرامت و سربلندی انسانی در برابر خداوند برابر هستند و تنها تقوای هر کس که انهم تنها قضاوت در ان در محدوده خواست پروردگار متعال است،‌ معيار برتری انسانهاست.

ودر مورد بخش سوم ايه، واضربوهن،‌ توضيح اينست که در صورت سرخی يا کبودی حکم پرداخت ديه نقره و طلا، به جای خود باقيست. و به فرموده ايی از پيامبر اکرم، اين ضرب به ريحانه است.

يعنی با گياهی لطيف، که نه سرخ می کند و نه سياه. (شايد تنها،‌ نوعی ژست قهر اميز.)

که البته مراجع عظام، در فتاوا هميشه جمله (ولله اعلم) را ذکر می کنند، به اين معنی که خداوند عالم ترين است. چرا که هيچ غير معصومی نمی تواند به طور يقين در مورد بسياری از ا حکام اظهار نظر کند.

شما در مورد اين تفاوت ترجمه ها و تفاسير، که در سطح جهان و در ميان يک ميليارد مسلمان پراکنده اند،‌ چه فکر می کنيد ؟!

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٥/٧/۳ - Mahdi HAMRAHI